اختلال هویت جنسی

من دختري هستم 19 ساله. از دوران كودكي دوست داشتم با پسران بازي كنم و از اسباب بازي برادرانم استفاده كنم. هميشه دوست داشتم موهايم مثل پسران كوتاه باشد، البته خانواده ام نيز اين امكان را برايم فراهم مي‌آورد. بعد از15 ـ 16 سالگي بر عكس ساير دختران دوست داشتم جنگلبان يا خلبان شوم. وقتي اين علاقه خود را در خانه يا نزد دوستان ابزار مي­كردم همه به من مي­خنديدند و مسخره‌ام مي‌كردند، ولي باور كنيد من شديداً به اين نوع كارها علاقه داشتم. دوست داشتم موتور سواري كنم و يك دونده و كوه نورد بزرگي بشوم حالا هم همين طور است، امسال در سال چهارم دبيرستان درس مي‌خوانم و در زمينه‌هايي كه گفتم هميشه با خانواده كشمكش دارم. بيشتر اوقات بحث در اين زمينه ها است و در پايان مشاجره ها آنان مرا مسخره مي‌كنند. من مي‌روم و در يك گوشه اي مي‌نشينم و گريه مي‌كنم. خانواده‌ام به من مي‌گويند تو مثل پسر هستي. البته خودم نيز دوست داشتم يك پسر باشم تا يك دختر. الان هم مي­گويم چرا خدا مرا يك پسر نيافريد. حالا دختري هستم كه از همه چيز محرومم، آرزويم اين بود كه اي كاش پسر مي‌شدم. خواهش مي‌كنم شما كمكم كنيد كه من چكار كنم.

خواهرگرامي‌! ما وضعيت شما را درك مي‌كنيم. طرح علايق و نيازهاي كه جامعه آن را جزو نيازهاي جنس ديگر مي‌داند نزد ديگران، مشكل ايجاد مي­كند، زيرا فرهنگ جامعه بسياري از امور را بر حسب بستگي آن به يك جنس خاص طبقه بندي كرده است، به گونه اي كه انجام برخي امور را مخصوص زنان برخي كارها را ويژه پسران ومردان مي­داند. البته اگر به دقت و به صورت منطقي نگاه كنيد برخي از اين طبقه بنديها به خاطر ويژگيهاي خاص فيزيولوژي و رواني اين دو جنس است. مسلماً مردان با توان جسمي بالاتر نسبت به زنان بهتر است در كارهاي سخت به فعاليتهاي بيرون مشغول باشند. مسلماً اگر زنان بخواهند در فعاليتهاي سختي شركت كنند «هر چند كه ازعهده آن بر مي‌آيند» پس از اندك زماني لطافت و ظرافت خود را كه لازمه انجام وظايف مادري و همسري است، از دست خواهند داد. براي مثال در برخي كارهاي هيجان انگيز از قبيل خلباني چتربازي و... با توجه به وضع رواني زنان و استرس و هيجان بيش از حدي كه اين نوع كارها به آنان وارد مي­كند، بيش از مردان صدمه مي‌بينند به طوري كه در نهايت دچار ضعف روحي و اضطراب مي­شوند. لذا خواهر گرامي‌! هر چند از دوران كودكي به نوعي بزرگ شده ايد كه با برادران خود بوده و خانواده نيز امكان فعاليت شما را در زمينه و علايقي كه بيشتر خاص پسران است، تقويت كرده است، ولي حال كه در صدد تصميم گيريهاي مهم زندگي خود از قبيل: انتخاب رشته و... هستيد بهتر است به طور منطقي فكر كنيد. بايد ببينيد واقعاً به چه رشته اي علاقه داريد، هدفتان از زندگي چيست، از خودتان چه انتظاري داريد، چه محدوديت‌هايي در رسيدن به هدفتان وجود دارد. مسلماً خواهيد ديد كه يك سري از پافشاريهاي شما در زمينه علايق تان، حساسيت نشان دادن در مقابله با ديگران است، و گرنه لزومي ندارد در بيان نيازهايتان احساس محدوديت كنيد اگر خواسته ها و علايق خود را در يك جو مطلوب و با لحني آرام و با دلايل محكم و استوار و منطقي بيان كنيد، لزومي ندارد ديگران به شما بخندند. در حال حاضر در كشور ما زناني هستند كه هم خلبانند و هم مربي خلباني. اگر شما واقعاً به اين رشته علاقه داريد و فكر مي‌كنيد هيچ رشته ديگري نمي‌تواند خواسته‌هاي شما را ارضا كند مي‌توانيد در امتحان خلباني زنان شركت كنيد، به شرطي كه علايق تان درست و واقعي باشد نه به خاطر فخر فروشي و....

ضمناً بايد مطلبي را مورد توجه قرار دهيد و آن اين كه شما در زندگي آينده خود نقشي را به عهده خواهيد داشت كه وظايف خاصي را مي‌طلبد، از قبيل: رسيدگي به امورخانه، رسيدگي به فرزندان و تربيت آنان و.... در صورتي كه تا زمان ازدواج خود را براي اين نوع امور آماده كنيد، موجب استحكام خانواده و موفقيت بيشتر شما در زندگي خواهد بود. شما با اصل قرار دادن اين موضوع مي­توانيد به فعاليتهاي جنبي ديگري نيز بپردازيد.

احساس تنهایی 2

پسري 18 ساله هستم. تنها عاملي كه تا به حال مرا زنده نگه داشته، اميد به آينده و شوق به زندگي و توكل به خدا و نزديكي به اوست. با تمام اين وجود، احساس تنهايي مي­كنم. آدم تنهايي هستم، به نظرم هيچ كس به من علاقه ندارد،حتي با خواهر و برادرم قهر هستم، اعمالي كه از من سر مي­زند كه بسيار بچه­ گانه است. بيشتر اوقات روز به كارهايم فكر مي­كنم ولي نمي­ توانم رفتارم را تغيير دهم و برخوردم را با ديگران و حتي با خانواده­ ام،بهتر كنم. خواهش مي­كنم به من كمك كنيد و بگوييد چگونه با عطوفت و مهرباني با ديگران برخورد كنم و چگونه اخلاقم را تغيير داده خود را از تنهايي نجات دهم.

برادر گرامي!براي آن كه بتوانيد ارتباط مطلوب و سازنده­اي با ديگران برقرار كنيد مي‌بايد در اين راه قدم برداريد. نبايد انتظار داشته باشيد ديگران براي ايجاد دوستي و رابطه با شما، پيشقدم شوند، بلكه شما خود اولين نفر براي برقراري اين ارتباط باشيد. همانطور كه اشاره كرده­ايد شما ناخواسته طوري عمل مي­كنيد كه اطرافيان رنجيده خاطر مي­شوند. در رفتار و گفتارتان تعمق و وارسي كنيد و برخوردهاي گذشته خود را كه باعث رنجش ديگران شده و شما خود به آن واقفيد بر روي كاغذ بنويسيد و در مقابل هر يك از آنها نوع برخورد صحيحي را يادداشت كنيد و سپس سعي كنيد رفتار صحيح را جايگزين رفتار قبلي نماييد. بهتر است خود به صورت يك طرفه در رفتارتان تغيير ايجاد بكنيد مسلماً به طبع چند تغيير بقيه افراد خانواده نيز تغيير خواهند كرد براي ايجاد رابطه با خواهر و برادرتان، شما پيشقدم شويد مطمئن باشيد اين كار نشان دهنده بزرگواري و عزت نفس شما است و هيچيك آن را دليل بر كوچكي و حقارت شما نخواهد دانست و بنابرايندر فرصت مناسبي تهيه هديه كوچك و يا يك شاخه گل به خواهر و برادرتان، پيشنهاد كنيد كه گذشته را فراموش كنند. مطمئناً از اين عمل شما بسيار خشنود خواهند شد. سعي كنيد با احترام و محبت با اعضاي خانواده صحبت كنيد، اطرافيان و دوستان را با الفاظي محترمانه مورد خطاب قرار دهيد و هرگز سعي نكنید از ديگران انتقاد كنيد، ديگران را همانگونه كه هستند، بپذيريد و سعي نكنيد آنان را مورد تمسخر يا مذمت قرار دهيد. به توانمنديهاي خود اعتماد داشته باشيد و با تكيه بر آنها در جهت ايجاد ارتباطهاي دوستي و محبت گام برداريد. مطمئناً به مرور زمان خواهيد ديد كه چقدر توانسته ايد در بين اطرافيان محبوبيت داشته باشيد و ديگر احساس تنهايي نكنيد.

احساس تنهایی

دختري هستم 17 ساله، مدتي است مشغوليات ذهني ­ام زياد شده است و نمي­توانم درس بخوانم با اين كه از لحاظ خانوادگي مشكلي ندارم، همه با من مهربان هستند، مرا در تمام كارها شركت مي­دهند، ارزش زيادي برايم قائلند و محيط خانه براي درس خواندن بسيار مساعد است، ولي باز هم فكرم مشغول مسايل شايد بي­ اهميت است البته خودم هم نمي­دانم از چه چيز ناراحتم ولي با اين حال رنج مي‌برم. از غروب به بعد دوست دارم فقط در جايي ساكت بنشينم و فكر كنم. از همه چيز خسته شده­ ام. از تمام كساني كه ناچارم در طول روز آنان را ببينم، خسته شده­ ام. دوست دارم تنها زندگي كنم، دوست دارم در دنيايي زندگي كنم كه فقط خودم باشم و خودم. از تنهايي لذت مي­برم. شايد احساس مي­كنم كه اين گونه راحت‌تر هستم. من دختري مغرور نيستم ولي با اين حال دوست دارم تنها دختر روي زمين باشم. دلم مي­خواهد همه چيزم متفاوت با ديگران باشد، حتي مشكلاتم. با كوچكترين صدايي اعصابم خردمي شود.مدام دلهره و تشويش دارم. فكرم راحت نيست. دلم مي­خواهد تغييري در زندگيم بدهم، ولي نمي­دانم چگونه لطفاً كمكم كنيد.

دختري قابل اعتماد و احترام و مستعدهستيد. اما خودتان به اندازه كافي از اين ويژگيهاي مثبت بهره نمي­بريد اين احساس تنهايي و خسته شدن از برخورد با ديگران كه در شما تقويت شده است، مي­تواند به دليل دنبال نكردن جدي اهداف صحيح در زندگي باشد. اگر بتوانيد اهداف خود را مشخص­تر سازيد به طوري كه همين هدف را كه «مي­خواهيد برجسته و متفاوت از ديگران باشيد»، به طور صحيح متناسب با تواناييهاي خود برآورده كنيد، احساس مفيد بودن و احساس عزت نفس خواهيد كرد. لذا بايد تواناييها و استعدادهاي خود را بشناسيد و آنها را تقويت كنيد، به طوري كه در آن زمينه­ها مورد توجه خانواده و ديگران واقع گيرد. در عين حال مي­توانيد بر ديگران نيز مفيد و مؤثر باشيد. اگر بتوانيد مشكل كسي را حل كنيد و يا با استعدادي كه در يك زمينه مشخص داريد، خدمتي به خانواده و اطرافيان بكنيد، به روابط عاطفي و لازم بين خود و همچنين بايد به علايق و رغبتهاي خود بيشتر توجه كنيد، روزانه پس از انجام مسئوليت هايتان به چند برنامه مورد علاقه خود مانندمطالعه،ورزش،كارهاي هنري، و...بپردازيد.با ريزبيني ­ها و حساسيت‌هاي بيهوده نسبت به اطرافيان و خودتان، باعث هدر رفتن انرژي روحي و شادابي خود نشويد، بلكه با پرداختن به علايق و تواناييهاي مثبت­تان عامل ايجاد روحيه سالم و با نشاط در خود باشيد.

زیر مجموعه ها

میزان بازدیدهای سایت

امروز4
دیروز2
هفته14
ماه40
کل بازدیدها4128